از حسن توجه شما سپاسگزارم!


معادله دیفرانسیل معادلهای است که شامل یک یا چند مشتق یا دیفرانسیل باشد. معادلات دیفرانسیل بر اساس ویژگیهای زیر رده بندی میشوند:
که عباترت است از مرتبه مشتقی که بالاترین مرتبه را در معادله دارد.
نمای بالاترین توان مشتقی که بالاترین مرتبه را در معادله دارد، پس از حذف مخرج کسرها و رادیکالهای مربوط به متغیر وابسته و مشتقاتش. معمولا یک معادله دیفرانسیل مرتبه n جوابی شامل n ثابت دلخواه دارد، این جواب را جواب عمومی مینامند.
معادلات دیفرانسیل ساختارهای متفاوتی هستند و هر ساختار ویژگیهای متفاوتی دارد:
معادله دیفرانسیل مرتبه اول از درجه اول را همواره میتوان به صورت زیر در آورد که در آن M و N معرف توابعی از x و y هستند.
Mdx + Ndy = 0
در معادله فوق هرگاه M فقط تابعی از x و N فقط تابعی از y باشد. به صورت معادله جدایی پذیر مرتبه اول است. در این صورت با انتگرال گیری از هر جمله جواب بدست میآید. یعنی:
M(x) dx+ ∫N(y) dy = C∫
در ریاضیات معادلهٔ درجهٔ چهار عبارتی است که بتواند به صورت تساوی یک تابع درجه چهار با صفر بیان شود. فرم عمومی تابع درجهٔ چهار به صورت زیر است:
به طوریکه a ≠ ۰.
معادله ای با درجهٔ بیشتر از چهار که بتوان آن را به وسیلهٔ ریشههای عددی حل کرد وجود ندارد و درجهٔ چهار بالاترین درجه ای است که میتوان آن را به وسیلهٔ ریشهٔ عددی حل کرد.
لودوویکو فراری مشهور به کشف روش حل معادلهٔ درجهٔ چهار است. او در سال ۱۵۴۰ راه حل آن را کشف کرد اما این راه حل مانند باقی راه حلهای حل معادلهٔ درجه چهار مستلزم کشف راه حل معادلات درجهٔ سه بودند. بالاخره جرلامو کاردانو استاد فراری راه حل معادلهٔ درجهٔ چهار همراه با راه حل معادله ی درجه سه در کتاب Ars Magna (1545) منتشر کرد.
در ریاضیات، معادله درجه 3 یک چند جملهای است که بیشترین درجه مجهول آن 3 باشد. به عنوان مثال معادله |
معادلات درجه سوم برای اولین بار توسط ریاضیدانان هندسی در حدود 400 سال قبل از میلاد مورد توجه قرار گرفت. در بین ریاضیدانان پارسی، عمر خیام (1123-1048) راه حلی را برای حل معادله درجه سوم ابداع کرد. او در این روش با استفاده از هندسه نشان داد که چگونه با استفاده از روش هندسی میتوان به جواب عددی معادله رسید با استفاده از جدول مثلثاتی. همچنین در حول و حوش قرن 16، یک ریاضیدان ایتالیایی به نام scipione، روشی را برای حل کلاسی از معادلات درجه سوم که به صورت
میباشند را ادامه داد. او همچنین نشان داد که تمامی معادلات درجه سوم را میتوان به صورت گفته شده کاهش داد.

دایره ، سهمی ، بیضی و هذلولی هستند که معادلهشان حالتهای خاصی از معادله درجه دوم زیر است:

بطور مثال دایره: 

- 
از معادله درجه دوم فوق بدست آورد. در واقع خط راست هم حالت خاصی از معادله درجه دوم است هرگاه
ولی این شرایط معادله درجه دوم را به یک معادله خطی بجای معادله درجه دوم بدل میکنند جملات
جملات درجه دوم میباشند و در حال حاضر رابطه ذکر شده در تعریف را وقتی که لااقل یکی از این جملات درجه وجود داشته باشند بررسی خواهیم کرد.
معادلات همراه با اعداد، از اولین دستاوردهای ریاضی بشرند. آنها در قدیمی ترین اسناد
ریاضی، مکتوب، فی المثل، در متون میخی بابلیهای باستان، که به هزاره قبل از میلاد بر
می گردند، و پاپیروسهای مصری باستان، که به امپراطوری میانه در حدود 1800 ق.م.
بازگشت دارند، آمده اند.
بنا به ساختار جامعه بابلی مسائل مربوط به تقسیم ارث از اهمیت بسیاری برخوردار
بودند. اولین پسر همواره بیشترین سهم را دریافت می کرد، دومی بیشتر از سومی، و
به همین ترتیب.
در حالی که مسائل مطرح در بابل ،مجهول نسبتاً واضح توصیف شده است، در پاپیروس
های مصری با علامت "h" نمایش داده شده است، که توده یا گردایه را نشان می دهد.
چنین محاسباتی نسبتاً زیاد رخ می دهند و متناظر با معادلات خطی ما هستند. مقایسه
ای بین متنی مصری از پاپیروس مسکو و نماد نویسی جدید این نکته را روشن می
سازند.
پیش از این که زبان نمادین جبری مطرح شود، معادلات را بالاجبار با کلمات می نوشتند
حتی فرانسواویت که معمولاً به ویتا موسوم است که شایستگی های بسیاری در زمینه
جبر دارد از کلمه لاتین برای برابر بودن استفاده می کرد.
علامت برابری = که امروزه متداول است توسط روبرت رکورد پزشک دربار سلطنتی مطرح
شد، اما زمان قابل ملاحظه ای طول کشید تا این علامت مقبولیت عام یافت.
![]() |
the whetstone of witte |
وی این طرح را در کتاب درسی
جبری که به صورت گفتگو نوشته
شده بود و عنوانش "the
whetstone of witte" بود مطرح و
انگیزه انتخاب ان را با گفتن مطالب
زیر بیان کرد «در این مورد همان
گونه که قالباً در عمل انجام می
دهم یک جفت خط توامان می
گذارند این چنین = = =, زیرا هیچ
دو شیی نمی توانند برابر محض
باشند.
با نوشته شدن کتاب جبر و مقابله توسط خوارزمی در سده های سوم و چهارم هجری
،جبر وارد ریاضیات شد، و به حل معادله ها پرداخته شد.خود واژه جبر به معنای جبران
کردن و مقابله به معنای روبه رو قرار دادن دو سوی برابری است.
کار با مجموعه معینی از اعداد، موسوم به حوزه اصلی و مجموعه مشخصی از متغیرها
که عناصری از حوزه اصلی با زیر مجموعه ای، موسوم به حوزه تغییرپذیری را می توان به
جای آنها قرارداد، آغاز می شود.
در مشخص کردن حوزه اصلی و حوزه تغییر پذیری،N به جای مجموعه اعداد طبیعی، Z به
جای مجموعه اعداد صحیح،Q به جای مجموعه اعداد گویا،R به جای مجموعه اعداد
حقیقی و C به جای اعداد مختلط قرار می گیرد.

جهت حل معادله یک قانون کلی داریم:
9x+5=۱۴ برای حل جملات شامل x یک طرف نگه داشته بقیه را طرف دوم میبریم. اگر
عددی را از یک طرف به طرف دیگر ببریم قرینه میشود یعنی علامت آن برعکس میشود
مثبت به منفی و منفی به مثبت تبدیل میشود: 9x=۱۴–۵ مرحله اول در نتیجه 9x=۹
مرحله سوم: x=۹/۹=۱ پس x=۱ جواب معادله است برای امتحان معادله به جای
x درمعادله اولی مقدار بدست آمده را قرار میدهیم باید دو طرف معادله با هم مساوی
باشند اگر مساوی نباشند جواب بدست آمده غلط است. حال در معادله اولیه
۹x+5=۱۴ مقدار بدست آمده x=۱ را قرار میدهیم داریم
9x+5=14 (x=1) 9*1+5=9+5=14=14
یعنی دو طرف مساوی اند پس x=۱ جواب درست معادله است.

برای حل معادله باید از خوش تعریفی توابع استفاده کرد مثلاً تابع را بر
دو طرف تساوی اثر داده و معادله جدیدی بدست میآوریم مثلاً در مثال قبل بدست
میآوریم:
برای اینکه به جواب برسیم باید توابعی را اثر دهیم که تنها در یک طرف معادله باشد.
نکته مهم اینجاست که وقتی تابع یک به یک باشد جواب دو معادله با هم برابر است.

معادله یا برابری یا هم چندی یا هَموگـِش در ریاضیات بیان برابری دو چیز با استفاده
از نماد هاست. در تمام معادلهها علامت تساوی (=) دیده میشود. هر معادله دو طرف
دارد که در دو طرف علامت تساوی ظاهر میشوند.
معادله دو نوع است معادله خطی وغیر خطی. معادلاتی که مجهول آنها یک میباشد،
معادله خطی ومعادلاتی که مجهول آنها دارای توان بیشتر از یک میباشد معادله غیر
خطی میگویند. در ریاضی معادله معمولاً بیان برابری دو عبارت است که در یکی یا
هردوی آنها متغیر یا متغیرهائی وجود دارند.
معادلههائی که فارغ از ارزش (یا مقدار) متغیرها همواره درست باشند، اتحاد نامیده
میشوند. مثلاً معادله
اتحاد است چون هر چه باشد این برابری همواره درست است؛ ولی معادله
اتحاد نیست چون فقط اگر مقدار عدد ۱ باشد این برابری برقرار است. مقادیری از
متغیرها را که باعث برقراری رابطه برابری در معادله میشود، «جواب معادله» مینامند.
مثلاً در مثال قبل عدد ۱ جواب معادله است. پیدا کردن جواب معادله را «حل
معادله» مینامند.